زهرا گریزپا، کارشناس ادبیات | شهربانو، عاطفه جعفری از شاعران جوانی است که شهریور سال ۱۳۶۹ در مشهد متولد شده است. پدرش افغانستانی و مادرش ایرانی است و شعرش در حال و هوای شعر شاعران مهاجر افغانستانی در انجمن شعر در دری به بالندگی رسیده است.
عاطفه جعفری از نوجوانی به شعر و ادبیات علاقه داشته است، اما به طور جدی حدود یک دهه است که در جلسات ادبی شهر مشهد حضور پررنگی دارد.
جعفری با تحصیلات حوزوی علاقه زیادی به مضامین آیینی در شعر و تعهد انقلابی دارد. همسرش، مسعود یوسفپور، نیز از شاعران آیینی مشهد است که بر علایق ادبی و گرایشهای انقلابی این بانوی شاعر اثرگذار بوده است. عاطفه جعفری در قالبهای کلاسیک بهویژه غزل زبان بسیار روان و سادهای دارد و آثار خوبی در این حوزه سروده است چنانکه توانسته در جشنوارههای آیینی و انقلابی بسیاری، از برگزیدگان باشد.
برگزیده جشنوارههای شعر عقیق کبود، ۹ دی، بلکه زندهاند، جشنواره وحدت و ... عناوین بخشی از موفقیتهای این بانوی شاعر است.
با اینکه تاکنون کتاب شعر مستقلی چاپ نکرده است، آثارش در چندین مجموعه گزیده شعر چاپ شده و بارها در نشریات و روزنامهها به چاپ رسیده است.
رسیدم باز سمتت با دلی از قبل شیداتر
پناه آورده است انگار تنهایی به تنهاتر
دوباره بوی باران میدهد صحن گهرشادت
چه رازی دارد اینجا میشود چشمان دنیاتر
به هر سو میروم گنبد نمایان است و حیرانم
کدامین آسمان دارد از این خورشید پیداتر
هنوز از دستهایت خاک دهسرخ آب مینوشد
ز دریای کراماتت شده دامان صحراتر
قدم تا میگذاری چشمه جاری میشود هرجا
مقامت بوده از فرزند ابراهیم بالاتر
اگرچه شرم مانع شد سخن از تشنگی گوید
ولی از شربتت کرده ابوهاشم گلو راتر
خلیل خواست که در راه حق جوان بدهد
بنا نبود کسی جز تو امتحان بدهد
نبی شبیه عبایی تو را به دوش گرفت
که تار و پود کسا را به ما نشان بدهد
کسی که قدر تو را، چون حبیب فهمیده
رواست پای غمت لحظهلحظه جان بدهد
ندیده بود به چشمش زمین ز خلق کسی
که خون کودک خود را به آسمان بدهد
نماز از تو به جا مانده و سزاوار است
اگر به نام تو هر مأذنه اذان بدهد
کجاست غیر حسینیه مکتب درسی
که پای روضه تو عشق یادمان بدهد